امروز چهارشنبه 7 اسفند 1398 مي باشد .
تبلیغات


فروشگاه





هنری فورد در روز 30 جولای 1863 در شهر Greenfield میشیگان به دنیا آمد. وی در سن 16 سالگی مزرعه خانوادگی خود را رها کرد و راهی شهر صنعتی و ماشینی دیترویت شد. او در سال 1891 بعنوان سر مهندس شرکت روشنایی ادیسون مشغول به کار شد. وی در سال 1896 اولین اتومبیل خود را با نام Quadricycle ساخت.


در سال 1899 فورد پس از 8 سال کار در شرکت روشنایی ادیسون، رسما وارد دنیای اتومبیل سازان شد. فورد به عنوان شریک مالی خود همکاری خود را با شرکت تازه تاسیس Company Automobile Detroit آغاز کرد. این شرکت سالیانه تعداد اندکی اتومبیل تولید می کرد. در سال 1901 شرکت هنری فورد تاسیس شد ولی به دلایل نا معلومی با عدم موفقیت مواجه شد. شاید به این دلیل که فورد یک مهندس بود و نه تاجر. در سال 1902 فورد توسط بانکداران که سهامداران اصلی این شرکت بودند از کار برکنار شد و این شرکت تازه تاسیس به کارخانه Car Motor Caillac تغییر نام داد. ولی هنری فورد همانند صاحبان لامبورگینی و انزو فراری آدمی نبود که به این سادگی از رو برود. یک سال بعد یعنی سال 1903، کارخانه اتومبیل سازی فورد تاسیس شد ولی با این سیاست که اتومبیلی حتی الامکان ارزان و با دوام تولید کنند. فورد به دنبال این بود تا اتومبیلی بسازد که قطعات یدکی آن در سرار آمریکا یافت شود. بدین دلیل وی با 11 شخص ثروتمند وارد مذاکره شد و کار خود را با سرمایه ای معادل 28 هزار دلار آغاز کرد. اولین اتومبیلی که در این شرکت تولید شد فورد مدل A بود که در سال 1903 کارخانه را ترک کرد. این مدل به روش تولید انبوه ساخته می شد نه بصورت محدود. شبکه فروش قطعات یدکی خدمات تعمیر آن در سرتاسر خاک آمریکا دایر شده بود که در نتیجه رقبای فورد را غافلگیر کرده بود. در سال 1908 مدل T تولید شد. در سال 1910 اولین کارخانه تولید انبوه اتومبیل در Park Highland میشیگان رسما آغاز به کار کرد. در سال 1913 اولین خط تولید متحرک در Park Highland راه اندازی شد. در سال 1914 فورد اعلام کرد که با پرداخت 5 دلار به ازای 8 ساعت کار قصد دارد سود کارخانه را با کارگران خود شریک شود. این یک حرکت زیبا برای ترقیب کارگران به بهتر کارکردن بود. در سال 1921 Ford .B Edsel پسر هنری به سمت ریاست کارخانه فورد منصوب شد. در سال 1921 کمپانی فورد با تولیدی بالغ بر 55% کل اتومبیلها، به بزرگترین تولید کننده اتومبیل تبدیل شد. در سال 1932 اولین اتومبیل فورد با موتور 8 سیلندر خورجینی تولید شد. در سال 1943، Ford .B Edsel  در سن 49 سالگی بطور ناگهانی پدر خود را برای همیشه تنها می گذارد. هنری فورد در سال 1947 در سن 83 سالگی با دنیای اتومبیل – دنیایی که شاید او در پیدایش آن بزرگترین نقش را داشت – خداحافظی کرد.

آرم کارخانه فورد عبارت است از یک زمینه بیضی شکل به رنگ آبی که در آن کلمه FORD با خط نستعلیق نوشته شده است. زمینه آبی نشانگر آسمان است، آسمانی پهناور که وسعت این کارخانه را تداعی می کند.




طبقه بندی: تاریخچه شرکتهای خودروساز
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

و اینک هلیکوپتر لوکس مرسدس بنز...

مرسدس بنز حالا دیگر سه ستاره واقعی شده است: زمین ، هوا و دریا؛ اتومبیل، هلیکوپتر و کشتی های تفریحی لوکس. اما دلیل اصلی اش عقب نماندن از رقباست. رقبای سرسختی مانند تویوتا، بی.ام.دبلیو، هوندا،نیسان و فولکس واگن پیش از بنز دست بکار شده و به تولید انواع محصولات مرتبط به حمل و نقل زده اند. در واقع این استراتژی جدید شرکتهای مذکور است تا بازارهای جدید وسایل حمل و نقل را فتح نمایند.


حتما لذت نشستن در مرسدس بنزی لوکس را، برای یکبار هم که شده تجربه کرده اید. حالا نوبت به نشستن در بنز و رفتن در هواست. آری، هلیکوپترهای جدید بنز (EC145) همان فضای شیک و پیک را با جدیدترین فناوری آنهم در هوا به شما عرضه می کند.

اخیرا در نمایشگاه صنایع هوایی در جنوای ایتالیا EC145 به نمایش در آمد. هلیکوپتر مذکور در واقع مدل EC145 از نوع توربین دوموتوره یوروکوپتر است که با نبوغ طراحی صنعتی توسط مرسدس بنز طراحی دوباره ای از منظر داخلی و خارجی به خود گرفته و در آن انواع و اقسام وسایل زینتی و لوکس گران قیمت بدان اضافه شده است. قدرت انعطاف پذیری که مهندسان آلمانی و ایتالیایی خرج کرده اند نشان از ظرافت و کیفیت بالای محصول دارد. اغلب کارها توسط تیمی در بنز ادونس استودیو Benz Advanced Design Studio در کوموی ایتالیا صورت پذیرفته است. آنها روی طراحی مجدد نوعی قایق تفریحی نیز مشغول شده اند.

در بین هلیکوپترهای سطح متوسط هلیکوپتر دو موتوره EC145 از بهترین ها به شمار می آید. سازنده هلیکوپتر در سری جدید خود اتاق خلبان را وسیعتر طراحی نموده و سیستم الکتریکی هلیکوپتر را با چینشی متناسب با تجهیزات لوکس ساخته است. از همه مهمتر طراحی مجدد بال ها و تیغه های آن با هدف کاهش صدا و ورودش به داخل کرده که سرنشینان با کمترین صدا و نویز مواجه شوند. بیش از 315 فروند از این هلیکوپتر (Ec145 معمولی و بدون طراحی بنز) برای انجام عملیاتهای مختلف ساخته و تحویل مشتری شده است.

تنها هلیکوپتر 8 سرنشینه جهان نیز می باشد. نوع مواد و رنگ بکار رفته در ساخت داخل هلیکوپتر از بهترینهای بنز و جهان است و استاندارد اتومبیلهای شیک و تشریفاتی بنز در انها لحاظ شده است. چوبهای محکم و بادوام و در عین حال زیبا جلوه ای خاص به این هلیکوپتر داده است.روشنایی آرام و جذابی که از اتومبیلهای سری E و S گرفته شده در این هلیکوپتر بکار رفته و زیبایی دو چندان به آن داده است.

البته فقط زیبایی نیست که چشم نواز بوده بلکه استفاده بهینه از فضای موجود و قرار دادن اشیای مورد نیاز بدون اینکه شلوغ به نظر آید، در نوع خود بی نظیر است. جایگاه خلبان نیز با الهام از اتومبیلهای سری R طراحی شده است. تمام صندلی ها ریلی و قابل جابجایی بوده و در صورت لزوم برای قرار دادن لوازم اضافی می توان انها را در آورد تا جا برای سایر ابزار و لوازم باز شود. جعبه چند کاره برای قرار دادن نوشابه و مواد خنک، نگهدارنده فنجان قهوه و میز شیک و مانیتور 15 اینچ بهمراه اجرا کننده دی.وی.دی از دیگر لوازم های فانتزی و شیک این هلیکوپتر است.

در واقع سفرهای خصوصی و بیزنسی را در خود دارد و برای هر منظوری ابزار جابجا شده و به شکل مورد نظر در می آید. بوسیله پارتیشن اتاق خلبان از بقیه قسمتها جدا شده و ما بین ان چندین دراور نصب شده تا وسایل همراه مسافر درون آن قرار گیرد. فضای جدید ذخیره لوازم، طراحی جالب دیگر بنز برای این هلیکوپتر است تا جایی که مسافران می توانند وسایل گلف، دوچرخه و اسکیتهای خود را در ان جای دهند. در واقع هیچ فضایی در سقف یا در سطح بیکار نیفتاده و از ان به نحو احسنت استفاده شده است. در بین مدلهای بنز در صنعت اتومبیل سازی فضا سازی شیک در اختیار سری R بوده و طراحی اتاق خلبان و ما بین خلبان و مسافران از آن الهام گرفته شده است. این هلیکوپتر با طراحی بنز از نیمه چهارم 2011 برای عرضه اماده خواهد بود.

اولی.ویر لامبرت قائم مقام در شرکت یوروکوپتر می گوید شرکتش پیشتاز در ساخت هلیکوپترهای خصوصی و ویژه است و طی 7 سال این سومین هلیکوپتر ویژه ای است که با این سبک و سیاق تولید می شود.




طبقه بندی: عمومي
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

دانی ز چه کعبه غرق انوار آمد/روشن ز تجلی در و دیوار آمد

در سیزده رجب ز رخسار علی/ماه شب چارده پدیدار آمد

 

بقیه رباعی ها در ادامه مطلب...

یا شاه نجف ببین من حیران را/محروم مران ز درگهت مهمان را

ای شاه تو میزبان خوان فلکی/اطعام کن این گدای سرگردان را

 

حقا که علی به حق بود مظهر ذات/زیرا که ز حق ظاهر از او گشت صفات

چون ذات و صفات عین یکدیگر شد/اظهار صفات،ذات را کرد اثبات

 

هر کس ز محبان شهنشاه ولی است/ز اصحاب یمین به حکم برهان جلی است

باشد علی و یمین مطابق به عدد/اصحاب یمین محقق اصحاب علی است

 

در مخزن لایموت دردانه علی است/در کون و مکان امیر فرزانه علی ا ست

در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس/معلوم شود که صاحب خانه علی است

 

در کعبه و در کنشت موجود علی است/عالم همه طالبند و مقصود علی است

نیک ار نگری حقیقت اشیا را/ز آئینه کائنات مشهود علی است

 

دانی چه بود حاصل اخبار رُوات/آید چه به کف ز عقل و نقل و آیات؟

ایمان که تو را می دهد از کفر نجات/آن مهر علی است بر محمد صلوات

 

نُه چرخ که بر فراز هم نُه طبق است/از دفتر مدح مرتضی یک ورق است

دیدار حق ار طلب نمائی حق را/در شخص علی ببین که مرآت حق است

 

من دیده به احسان علی دارم و بس/سر در خط فرمان علی دارم و بس

هر کس زده دست خود به دامان کسی/من دست به دامان علی دارم وبس

 

گر مهر علی به سینه داری خوش باش/ویرانه صفت دفینه داری خوش باش

روزی که شوند غرق یم ناخلفان/تو نوح صفت سفینه داری خوش باش

 

قومی به جهان ز حب دنیا محظوظ/خلقی به خیال خلد و طوبی محظوظ

ارزانی آن دو فرقه باد این دو مقام/مائیم فقط به عشق مولا محظوظ

 

کردیم اگرچه عمر بیهوده تلف/جز نامه معصیت نداریم به کف

از محشرمان هیچ غمی نیست که ما/هستیم غلام درگه شاه نجف

 

یا شاه نجف مخواه مضطر گردم/محروم ز فیض عام این در گردم

با دست تهی نزد کریم آمده ام/مپسند که با دست تهی برگردم

 

التماس دعا

اگه خوشتون اومد نظر یادتون نره

یا علی

رباعیات به صورت کامل،در کتاب دیوان اشعار استاد صغیر اصفهانی،چاپ هجدهم صفحات 453 تا 470 موجود می باشد.


دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com


یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

به مناسبت ایام عیدالله الاکبر عید غدیر،در مدح مولی الموالی امیرالمومنین حیدر کرار صلوات الله و سلامه علیه،قصیده زیبای مرحوم استاد صغیر را تقدیم پیشگاه آقا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می نمائیم.

روزگاری شد که مدح حضرت مولاست کارم---کارم این است و خوش است الحمدلله روزگارم/

روزگاری بهتر از این چیست کاندر روزگاران---چون نمانم من بماند مدح مولا یادگارم/

بقیه شعر در ادامه مطلب...


مزرع هر دل که در آن هست بذر مهر حیدر---من ز جوی طبع در آن پاک مزرع آبیارم/

این شنیدستی که اندر لیلة الاسری پیمبر---اشتران را دید،من خود اشتری از آن قطارم/

ور نداری باور و حجت همی خواهی نظر کن---بر کتاب مدح او در دست من کاین هست بارم/

تا علی را مدح گویم،تا گدای کوی اویم---راستی از سلطنت با اینکه عورم هست عارم/

افتخار دیگران گر هست جاه و مال و منصب---من غلام حیدرم این بس به دوران افتخارم/

آنچنان مستم ز جام ساقی کوثر که دانم---نفخه صور قیامت هم نسازد هوشیارم/

بنده ی عشق وی ام گو تا بدانند اهل عالم---خم شدن اینجا نمی شاید که من اشترسوارم/

فاش از عشقش اناالحق گویم و در دعوی خود---پایدارم ور بیفتد کار بر بالای دارم/

من به دنبال وی اینجا آمدم افتان و خیزان---ور نه هرگز اندر این عالم نیفتادی گذارم/

از دل خود هرچه می پرسم ز رسم و راه و آئین---گوید اینها چیست من از عشق حیدر بی قرارم/

گر ز سودای علی سازم جنون خویش ظاهر---می کنند این عاقلان مانند طفلان سنگسارم/

آنکه می خواند مرا غالی،قصور خود نداند---هر چه خواهد گو بگو من عاشق شیدای یارم/

با علی باشد همه کار خدا،من کار خود را---گر گذارم با علی،باشد چه نقصانی به کارم؟/

یا علی ای مظهر ذات و صفات حیّ بی چون---خود تو دانی پای تا سر بنده عجز و انکسارم/

گر مرا بر آستان خوانی زهی بخت سعیدم---ور مرا از در برانی وای بر حال فکارم/

گر به دوزخ می فرستی خود توئی مولا و میرم---ور به جنّت می بری هستی تو صاحب اختیارم/

پادشاها من صغیر مستمندم کز دو عالَم---گشته ام مستغنی و بر حضرتت امیدوارم/

هر چه هستم از تو هستم در نگر از چشم لطفم---یعنی آور از میان بحر محنت بر کنارم/

التماس دعا

 

متن کامل این قصیده در کتاب دیوان صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه 79 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

غدیریه مخمس در مدح مشعل نور هدایت،منبع فیض ولایت،یعسوب الدین،شهاب الثاقب،اسدالله الغالب،سلطان سریر انما ولیکم الله،صدر نشین محفل من کنت مولاه،مظهرالعجائب،برهان الذاکرین،قسیم جنت و دوزخ،آئینه سر تا پا نمای الهی،مکمل بنی آدم،وصی حضرت خاتم،الهژبرالثاقب،امیرالمومنین،مولانا و مقتدانا علی ابن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه و علی ابنائه المعصومین

ز ریا و کبر بگذر جلوات کبریا بین---به مقام سعی دل را همه روضة الصّفا بین/

به خم غدیر امروز تجلی خدا بین---به ملا لقای حق را به لقای مرتضی بین/

که خدای جلوه گر شد به لباس مرتضائی/

متن کامل شعر در ادامه مطلب...


اگرش خدای خوانم به یقین رضا نباشد---وگرش جدای دانم به خدا روا نباشد/

اگراو خدا نباشد ز خدا جدا نباشد---بود این عقیده من که گر او خدا نباشد/

به خدا قسم که داده است خدا به او خدائی/

اگرت خدای بخشد دل پاک و جان طاهر---ببری به این سخن پی که چه اول و چه آخر/

برسی بدین معما که به باطن و به ظاهر---چو ز چشم جان ببینی به حقیقت مظاهر/

علی است و بس که بر خود شده گرم خودنمائی/

مدد از علی طلب کن که به هر بلا و هر غم---متوسل جنابش دل آدم است و خاتم/

چه سمائی مسبّح چه زمینی مکرِّم---به خدای هر دو گیتی ز کسی به هر دو عالم/

به جز از علی نیاید هنر گره گشائی/

به اماکن و نواحی به مساکن و مراحل---به قبایل و عشایر به طوایف و سلاسل/

همه فیض اوست جاری همه لطف اوست شامل---فلک خمیده بالا نه اگر از اوست سائل/

بگرفته است بر کف ز چه کاسه گدائی؟/

بود او مولف و بس به کتابهای دیرین---بود او مربی و بس به مربیان آئین/

رشحات علم دانی به بشر شد از که تلقین؟---به خدا قسم علی بود که ابتدای تکوین/

به ابوالبشر بیاموخت کتاب ابتدائی/

اگرت بهشت باید ره آن دهم نشانت---به طریقه علی رو که رساند این به آنت/

چو ولای او نداری به سقر بود مکانت---ز نسیم خلد بوئی نبرد مشام جانت/

همه عمر اگر بپوئی ره زهد و پارسائی/

پی سعد و نحس طالع چه منجمت سرآید؟---شنوی چو نام حیدر غمت ار ز دل زداید/

به دو عالمت یقین حق در میمنت گشاید---وگرت کدورت افزود به رنج و غم فزاید/

بود این محک تو را بس پی بخت آزمائی/

علی ای که جز به عشق تو نبوده های و هویم---علی ای که جز به ذکر تو نبوده گفت و گویم/

 می عشق توست تنها به صراحی و سبویم---پی آب زندگانی ره ظلمت از چه پویم؟/

که رسیده ام ز خاک در تو به روشنائی/

علی ای که ذات پاکت زده کوس بی مثالی---ملکوت را تو مالک جبروت را تو والی/

به تو زیبد و بس این هم که خدات خوانده غالی---سر هر کسی نیرزد به کلاه ذوالجلالی/

تن هر کسی نزیبد به ردای کبریائی/

علی ای که هست دلها همگی در آرزویت---به دو مطلب است اینک نظر صغیر سویت/

یکی اینکه خوانی او را ز  ره کرم به کویت---دگر اینکه بر در حق طلبد ز آبرویت/

که دهی ورا به کلی تو ز غیر خود رهائی

                                                                                                                                  صغیر اصفهانی

 

التماس دعا




متن کامل این قصیده در کتاب دیوان صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه 146 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

در مدح و ذکر مصائب مولانا اباعبدالله الحسین علیه السلام

همه بوی نافه سحرگهان به مشام جان ز صبا رسد---نکنم اگر که خطا صبا ز دیار کرببلا رسد/

به زمین کرببلا اگر گذری دمی شنوی همی---که نوای ناله ی العطش ز خیام شه به سما رسد/

بقیه ی شعر در ادامه ی مطلب...


که بجز حسین علی ز جان بخرد بجان و تن از وفا---به وی آنچه در ره عشق حق غم و درد و رنج و بلا رسد/

چه رسید از غم اکبرش بنگر که در دم نزع جان---سر کشته ی پسر جوان به پدر ز غصه چه ها رسد/

که شنیده جز شه تشنه لب طلبد کس آبو به جای آن---به گلوی طفل رضیع وی ز عدو خدنگ جفا رسد/

ز چه رو کند به تنور جا ز جفای دشمن بی حیا---سر انوری که ز نور آن به مه و ستاره ضیا رسد/

به کدام دین سر بی تنی که کند کلام خدا بیان---به لبش علانیه چوب کین به میان طشت طلا رسد/

غم نینوا زده آنچنان به دل صغیر حزین شرر---که به گوش خلق جهان از او همه دم خروش و نوا رسد/

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین الشهید

التماس دعا

 

متن کامل این شعر زیبا در کتاب مصیبت نامه ی استاد صغیر اصفهانی چاپ هفدهم صفحه 85 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

تسلیت به مناسبت تاسوعای حسینی به پیشگاه قطب دایره ی امکان،حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

در مدح و مصیبت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

ای امیری که علمدار شه کرببلائی---اسد بیشه ی صولت،پسر شیر خدائی/

به نسب پور دلیر علی،آن شاه عدو کش---به لقب ماه بنی هاشم و شمع شهدائی/

بقیه ی شعر در ادامه ی مطلب...


یک جهان صولت و پنهان شده در بیشه ی تمکین---یک فلک قدرت و تسلیم به تقدیر و قضائی/

من چه خوانم به مدیح تو که خود اصل مدیحی---من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنائی/

بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شط---تو  یَمِ فضل و محیط ادب و بحر حیائی/

دستت افتاد ز تن،مشگ به دندان بگرفتی---تا مگر دست دهد باز سوی خیمه گه آئی/

گره ی کار تو نگشود چو از دست همانا---خواستی تا مگر آن عقده ز دندان بگشائی/

هیچ سقا نشنیدم که لب تشنه دهد جان---جز تو ای شاه که سقای یتیمان ز وفائی/

چشم امید صغیر است به سوی تو و خواهد---که به سویش نظری هم تو ز رأفت بنمائی/

 

التماس دعا

متن کامل این شعر زیبا در کتاب مصیبت نامه ی استاد صغیر اصفهانی چاپ هفدهم صفحه ی 183 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

متن کامل قصیده مطوّل و زیبای مرحوم استاد صغیر اصفهانی در مدح حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام که رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان اهل بیت علیهم السلام به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در تاریخ 20 فروردین 94 به آن اشاره فرمودند:

 

روزگاري شد که مدح حضرت مولاست کارم

کارم اين است و خوش است الحمدلله روزگارم

 

بقیه شعر در ادامه مطلب...


روزگاري بهتر از اين چيست کاندر روزگاران

چون نمانم من بماند مدح مولا يادگارم

مزرع هر دل که در آن هست بذر مهر حيدر

من ز جوي طبع در آن پاک مزرع،آبيارم

اين شنيدستي که اندر ليلة الاسري پيمبر

اشتران را ديد،من خود اشتري از آن قطارم

ور نداري باور و حجت همي خواهي نظر کن

بر کتاب مدح او در دست من کاين است بارم

تا علي را مدح گويم تا گداي کوي اويم

راستي از سلطنت با اين که عورم هست عارم

افتخار ديگران گر هست جاه و مال و منصب

من غلام حيدرم اين بس به دوران افتخارم

آنچنان مستم ز جام ساقي کوثر که دانم

نفخه ي صور قيامت هم نسازد هوشيارم

بنده ي عشق وي ام گو تا بدانند اهل عالم

خم شدن اينجا نمي شايد که من اشتر سوارم

فاش از عشقش انا الحق گويم و در دعوي خود

پايدارم ور بيفتد کار بر بالاي دارم

من به دنبال وي اينجا آمدم افتان و خيزان

ورنه هرگز اندر اين عالم نيفتادي گذارم

از دل خود هر چه مي پرسم ز رسم و راه و آئين

گويد اينها چيست من از عشق حيدر بي قرارم

گر ز سوداي علي سازم جنون خويش ظاهر

مي کنند اين عاقلان مانند طفلان سنگسارم

آنکه مي خواند مرا غالي،قصور خود نداند

هرچه خواهد گو بگو من عاشق شيداي يارم

با علي باشد همه کار خدا،من کار خود را

گر گذارم با علي،باشد چه نقصاني به کارم

يا علي اي مظهر ذات و صفات حيّ بيچون

خود تو داني پاي تا سر بنده عجز و انکسارم

گر مرا بر آستان خواني زهي بخت سعيدم

ور مرا از در براني واي بر حال فکارم

گر به دوزخ مي فرستي خود تويي مولا و ميرم

ور به جنّت مي بري هستي تو صاحب اختيارم

پادشاها من صغير مستمندم کز دو عالم

گشته ام مستغني و بر حضرتت اميدوارم

هرچه هستم از تو هستم درنگر از چشم لطفم

يعني آور از ميان بحر محنت بر کنارم

 

التماس دعا

متن کامل این قصیده زیبا در کتاب دیوان اشعار استاد صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه 79  موجود می باشد.



دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com


یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

چاپ جدید دیوان اشعار مرحوم استاد شکیب اصفهانی

 

مرحوم استاد شکیب از شعرای زبردست وصاحب سبک معاصر اصفهان بود که اشعار زیادی در قالبهای مختلف شعری مانند قصیده،غزل،رباعی،قطعه،مثنوی ومسدّس سروده است و در این میان شهرت قصائد زیبای استاد شکیب بیشتر از سایر اشعار ایشان است.

موضوع اشعار ایشان بیشتر در مدح و منقبت و ذکر مرثیه ی چهارده نور مقدس سلام الله علیهم اجمعین و در مرتبه ی بعد،بهاریه ها،حکایات،ساقی نامه ها،ماده تاریخ ها و اشعار پندآمیز است.


بقیه در ادامه مطلب...


مختصری از زندگینامه و احوالات مرحوم شکیب از زبان فخرالذاکرین مرحوم مرشد حسین پنجه پور و نوشته ی آقای مرتضی عابدینی:

"سخن گفتن از کسی که شاعر است و مرد سخن،کاری است سخت.به ویژه چهره ای که هم نامدار باشد و هم در پی وصل به طریق الوهیت و معرفت اهل بیت (ع).حرف از کسی است که پیوسته سر در این دو معرفت داشت.طریق الهی و محبت اهل بیت (ع).

سخن از بنده سر در فرمان و شاعر سوخته جان،شکیب اصفهانی است.آنکه حلاوت شعر را به صداقت اندیشه آمیخته بود و در هر انجمن شمع محفل سوته دلان بود.

شکیب این شاعر شیرین سخن اصفهانی در سال 1284 در محله ی قدیمی خوابجان(مدرس کنونی) در خانه ی پدر کشاورزش محمدحسین بر کناره ی باغ سیدمیرزا دیده بر این جهان گشود.نام او محمدرضا شد.

از کودکی گذشت و در جوانی پیشه ی قلمزنی اختیار کرد،اما جان پردرد او سودای سوادی دیگر داشت.از این رو در بیست سالگی وارد مدرسه علمیه ی ملاعبدالله واقع در بازار بزرگ شهر اصفهان شد.اما متاع بارز جان او خریدار و بازار دیگر می خواست.در مدرسه شاگرد<آیت الله ادیب بجنوردی>بود.از قیل و قال مدرس و مدرسه حالی حاصل اش نشد.سر سودائی اش،او را به سوی دیگر می کشید که باید به زبان می آورد آنچه در دل داشت.شاعری آغاز کرد و برای دریافت این فن شریف به محضر شاعر توانا<مصطفی قلی خان>متخلص به <سینا> راه یافت.

شکیب در تمام طول زندگانی اش مداح محبوب خود بود،آنکه دلیل راه و دوای دل دردمندانه اش بود،دلیل و دوای او امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع)بود.او چنان سوخته ی این محبت شد که هرچه می گفت ثنای اهل بیت (ع) بود و چون گدائی درگاه این خاندان اختیار کرد جز به اکرام اولیاء از آن مائده ی آسمانی به چیز دیگری رضایت نمی داد.

او طبعی بلند داشت که فخر خود،فقر را به چیزی نمی فروخت و چنان زیست که می خواست،در عبودیت و بندگی در مهرورزی و معرفت،و سرانجام این شاعر در مشعر شناخت در بیست و هشتم شهریورماه هزارو سیصد و شصت و یک،برابر با دوم ذیحجه 1402 فرمان یافت و مرغ جانش از تخت بند تن رها شد و پیکر او در جوار یاران و دوستان رفته اش در تکیه خاتون آبادی به خاک تخت پولاد سپرده شد،روحش شاد و روانش پاک باد."

 

در زیر قصیده ی زیبائی از مرحوم استاد شکیب را که در مدح ساقی کوثر و شافع روز محشر مولانا علی ابن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه سروده شده است تقدیم شما عزیزان می نمائیم:

 

به مشام جان ز صبا رسد چو شمیم موی تو یا علی/دل بینوا به نوا رسد ز نسیم کوی تو یا علی

من و مهر ساقی مه لقا که به صوت مطرب خوش نوا/به سبوکشان می جانفزا دهد از سبوی تو یا علی

دل عاشقان دل عارفان همه همنوا همه همزبان/ز طریق دیده بوَد روان پی جستجوی تو یا علی

چه در این جهان چه در آن جهان ندهم به دولت جاودان/به سرای دل به سریر جان نظری به روی تو یا علی

به کنشت و کعبه به کیش من به یقین رسیده ز شکّ و ظنّ/بنموده مومن و برهَمن همه رو به سوی تو یا علی

نه عجب از این دل ذوفنون که ز راه دیده رود برون/به هوای سلسله ی جنون ز کمند موی تو یا علی

رخ گل ز جلوه به گلسِتان شده باب طیع جهانیان/به نظاره گه چو دهد نشان خط رنگ و بوی تو یا علی

به یسار اهل یمین رسد به قبول اهل یقین رسد/اثری به خلد برین رسد چو ز طبع و خوی تو یا علی

به جزا ز قهر خدا اگر شرری زبان زند از سقر/تَف آن شراره زند شرر به دل عدوی تو یا علی

گل باغ دین به صفا رسد به کمال نشو و نما رسد/چو بر آن ز عین عطا رسد نم جوی آب تو یا علی

چو کف تو کان سخا بوَد چو ید تو عقده گشا بوَد/به قلوب شاه و گدا بوَد همه آرزوی تو یا علی

به تمام عرصه ی کن فکان نبود سری که به شوق جان/نشود به حلقه ی صولجان به اراده گوی تو یا علی

نظری که دیده به هر زمان رخ روشن تو به هر مکان/شنود ز هر که به هر زبان همه های و هوی تو یا علی

چو ز قدرت تو کمال حق چو ز صولت تو جلال حق/بنموده جلوه جمال حق ز رخ نکوی تو یا علی

ز شکیب خسته روا بود که تو را مدیحه سرا بود/چو مراد او ز ثنا بود همه گفتگوی تو یا علی

 

التماس دعا

 

با توجه به اینکه به خاطر برخی مشکلات دیوان استاد شکیب چند سالی به طبع نرسیده بود،لذا موسسه انتشاراتی مشعل به همراه انتشارات صغیر این کتاب فاخر را در سال 1386 مجددا در 384 صفحه چاپ نمودند و اکنون در اختیار علاقمندان به شعر و ادب فارسی به خصوص عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می باشد.

 

مشخصات دیگر دیوان شکیب:

مقدمه ی مرحوم استاد جلال الدین همائی

دارای فهرست اشعار

ویراستار: مرحوم رضا صغیر متخلص به سعید(فرزند مرحوم استاد صغیر اصفهانی)

قیمت: 180000 ریال

 

دوستان می توانند جهت خرید کتاب دیوان اشعار استاد شکیب با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

 

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

به مناسبت سیزده رجب و ظهور یگانه ی دهر،ممسوس فی ذات الله،امیرالمومنین، امام المتقين ، يعسوب الدين و مولي الموحدين حضرت مولانا علی ابن ابیطالب روحی و ارواح العالمین له الفداء از عالم غیب در شهود و از وحدت حق به کثرت خلق،قصیده ی بسیار زیبا از مرحوم استاد صغیر اصفهانی رحمت الله علیه را به پیشگاه با عظمت حضرت صاحب العصر و الزمان،اعلی حضرت بقیت الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم می نمائیم.


در تهنیت عید مولود مسعود امیرالمومنین علی علیه السلام


حجاب جان دریدم تا رخ جانانه پیدا شد
شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد

به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را
به پای شمع،این بی باکی از پروانه پیدا شد


بقیه ی شعر در ادامه ی مطلب...



مرا آن لحظه برد از دست تاب می به میخانه
که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد

ببخش ای شیخ ما را،گر برون رفتیم از مسجد
ز مسجد آنچه می جستیم در میخانه پیدا شد

به رغم عاقلان،دیوانگان رستند از دنیا
بلی اسرار عقل از مردم دیوانه پیدا شد

ز هم باید کنند اهل جهان رفع پریشانی
به تنها این صفت در کار زلف از شانه پیدا شد

خدا را ار همی جوئی برو با بی خودان بنشین
اگر گنجی بدست آمد،هم از ویرانه پیدا شد

بنای خانه کعبه خلیل الله نهاد اما
علی در کعبه ظاهر گشت و صاحبخانه پیدا شد

 

نه تنها کارپرداز زمین شد در زمین ظاهر

که هم دائرمدار طارم نه گانه پیدا شد

به ما شد فرض چون پروانه گرد کعبه گردیدن
که آن شمع حقیقت،اندر این کاشانه پیدا شد

طلسم لا شکست و دیو رفت و سحر شد باطل
کلید گنج الا الله را دندانه پیدا شد

بگو با عاشقان طی گشت هجر و گاه وصل آمد
بیفشانید جان بر مقدمش جانانه پیدا شد

هویدا گشت اسرار "یدالله فوق ایدهم"
ز قدرتها که از آن بازوی مردانه پیدا شد

جهان تاریک بود از جهل،لیک از پرتو عرفان
منوّر گشت چون آن ناطق فرزانه پیدا شد

به حبّ و بغض او ایمان و کفر آمد عیان یعنی
مرام آشنا و مسلک بیگانه پیدا شد

"صغیر" از اشتیاق کوی او دارد همان افغان
که در هجر نبی از اُستُن حنانه پیدا شد

 

التماس دعا

 

متن کامل این قصیده در کتاب دیوان صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه 40 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد







طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت


ضمن عرض تبریک و تهنیت به مناسبت فرارسیدن عیدالله الاکبر،عیدالاعیاد،روز پرده برگرفتن شاهد الست از رخ،روز مستی بلی گفتگان روز الست،روز جلوس  پادشاه کشور هستی به تخت شاهنشاهی و روز ناامیدی معاندان از دین به محضر آقا بقیت الله الاعظم صلوات الله و سلامه علیه و همه ی محبین و شیعیان حضرتش،قصیده ی غدیریه در مدح امیرالمومنین مولا علی علیه السلام را از مرحوم استاد صغیر اصفهانی رحمت الله علیه تقدیم شما عزیزان می نمائیم:

 

قاصد آمد دوش از وی نامۀ دلبر گرفتم

بهر ایثار رهش از جان خود دل برگرفتم

 

نامه را بوسیدم و بوئیدم و بر سر نهادم

بارها خواندم ز سر تا پا و باز از سرگرفتم


بقیه ی شعر در ادامه ی مطلب...


تا سحر چون شمع بودم گاه گریان گاه خندان

رفت خواب ازدیده،ترک بالش و بسترگرفتم

 

نامه از اشکم چو زلف یار و روز من سیه شد

آخرالامر آستین حائل به چشم تر گرفتم

 

آمدم از خانه بیرون هر طرف رفتم شتابان

هرکه را دیدم سراغ از آن پری پیکر گرفتم

 

بر در دِیری رسیدم از مُغان جمعی بدیدم

ناله از دل برکشیدم جا در آن محضر گرفتم

 

خلوتی دربسته پیری داد از شفقت نشانم

سوی آن خلوت دویدم حلقۀ آن در گرفتم

 

هی زدم آن حلقه بر در هی خروشیدم مکرّر

تا اثر از آن خروش و نالۀ بی مَر گرفتم

 

باز شد در،آن سمن بر پای تا سر شد مصوّر

در تماشا کام دل از آن نکومنظر گرفتم

 

حلقۀ زلفش ز بس در من تصرّف کرد گفتی

در کمند افتاده یا جا در دل اَژدَر گرفتم

 

سجده بردم پیش محراب دو ابرویش پس آنگه

بهر قتل منکِر حُسنش به کف خنجر گرفتم

 

مستی چشمش بدیدم حالتی در من عیان شد

کز کف ساقی تو گفتی پُر زِ مِی ساغر گرفتم

 

شکّرین لعل لبش چون غنچۀ گل گشت خندان

ز ان حلاوت من نظر از چشمۀ کوثر گرفتم

 

خال هندو بر رُخ چون آذرش دیدم ز داغش

سوختم آن سان که گفتی جای در آذر گرفتم

 

با زبان جذبه از من رونمائی خواست بَر وِی

دین و دل ایثار کردم تَرک جان و سر گرفتم

 

مات ماندم بر جمالش محو گشتم در جلالش

از جهان گفتی مکان در عالَم دیگر گرفتم

 

گفت هان عید غدیر آمد سرودی تازه برگو

من به خود بازآمدم پس خامه و دفتر گرفتم

 

اندر آن حالت که دستم مانده بود از کار،دستی

خوش برآوردم ز شوق و دامن حیدر گرفتم

 

آن شهنشاهی که تا گشتم غلام آستانش

در جهان باج شرف از سروران یکسر گرفتم

 

قوّت جبریل را کردم ز وِی  تحقیق گفتا

هفت شهر لوط را من بر سر شهپر گرفتم

 

گفتمش یاللعجب این قوّت و قدرت که دادت

گفت از پیرم علـی،بر هم زن خیبر گرفتم

 

کعبه را گفتم که دادت این مقام و این صفا را

گفت این رُتبَت من از میلاد آن سرور گرفتم

 

چرخ را گفتم چه باشد اخترانت گفت روزی

وام از ارض نجف مُشتی دُر و  گوهر گرفتم

 

گفت پیغمبر نهادم عترت و  قرآن پس ازخود

من به قرآن دامـن بن عمّ پیغمبر گرفتم

 

یا علی کوچکترین ذرات خورشید وجودت

خود منم کز روشنی ره بر مَه انور گرفتم

 

مه جهان روشن کند،من دل،ز خاک آستانت

هر دو بگرفتیم نور اما من افزونتر گرفتم

 

من "صغیر" ناتوان استم که مدح حضرتت را

پیشۀ خود ای ولـیّ اعظم اکـبر گرفتم

 

حاجتی دارم چو حاجات دگر آن را برآور

تا بگویم باز از نخل سعادت بَر گرفتم

 

 

التماس دعا

متن کامل این شعر زیبا در کتاب دیوان استاد صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه ی 80 موجود می باشد.

 

دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد




طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین الشهید


ساقی آن می به قدح کن که چو ما نوش کنیم     هرچه جز دوست بود جمله فراموش کنیم

آتش افروخته غم،یک قدح آب عنب آر     تا که این آتش افروخته خاموش کنیم


بقیه شعر در ادامه مطلب...


خرد و هوش بُوَد مایه ی غم خوردن ما     باده بخشای که دفع خرد و هوش کنیم

هوشیارا تو و دانشوری و عقل و صلاح     ما برآنیم که خود بی خود و مدهوش کنیم

کی شود فصل بهار آید و زان تُرک پسر     ما به بستان طلب خون سیاووش کنیم

فلک ار سنگ به ساغر زدمان باکی نیست     می توانیم مِی از خون جگر نوش کنیم

مطربا ساز کن آهنگ دف و نغمه ی نی     تا به کی موعظه ی بی عملان گوش کنیم

پیرهن چیست که جا دارد اگر جامه ی جان     ما قبا در غم آن سروِ قباپوش کنیم

روی خورشید شود تیره ز دود دل ما     هر زمان یاد از آن زلف و بناگوش کنیم

دوش با روی چه صبح آمد و تا شام ابد     شاید ار ما سخن از کیفیت دوش کنیم

هیچ مقصود نماند به دل ما هرگاه     دست با شاهد مقصود در آغوش کنیم

سر گران بود سر دوش و "صغیرا" به رهش     بفَکندیم کزین بار سبک دوش کنیم


التماس دعا

متن کامل این غزل زیبا در کتاب دیوان استاد صغیر اصفهانی چاپ هجدهم صفحه ی 323 موجود می باشد.


دوستان می توانند جهت خرید کتابهای دیوان اشعار و مصیبت نامه ی استاد صغیر با شماره های زیر تماس بگیرند یا ایمیل بزنند:

فروشگاه صغیر: 34459451-031

محمد صغیرا(نوه ی مرحوم استاد صغیر اصفهانی):09131288876

msaghira@gmail.com

یا علی مدد



طبقه بندی: شعر مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1398 توسط مديريت
صفحات سایت : [««][1][2][3][4][»»]